آببندان جعفرکلا نگین آبی پریم صحرا

جعفرکلا از ترکیب دو واژه جعفر و کلا تشکیل شده است جعفر در نوشته ها معانی گوناگون دارد و کلا (کلاته) به معنی آبادی می باشد. اگر جعفر معنی اسم خاص باشد پس جعفرکلا یعنی آبادی که توسط شخصی به نام جعفر ایجاد شده و بانی آن آبادی جعفر نام بوده است. اگر جعفر را به معنی نهر آب بدانیم با ترکیب لفظ کلاته به معنی آبادی کوچک با تمدنی هر چند محدود بوده که به موازات تمدن های بزرگ معمولا در حواشی رود خانه ها تشکیل شده است. لذا با بررسی آثار و شواهد موجود در حوالی شرق و غرب روستا به وضوح بستر نهری نسبتا بزرگ که از این آبادی عبور می کرد مشهود است که سرچشمه آن از رود خانهی اشک رود از حوالی روستای خوش نشان بوده که در وصف پیدایش آن به نقل از بزرگان چنین آمده است که این نهر به دستور حاکم وقت منطقه، زنی به نام زرین گیسو، که مقر حکومتش در تپه کیجاقلعه*، احداث گردیده است که آب را از شرق به غرب دشت پریم انتقال می داده و اراضی روستای واودره موسوم به گرد رز صحرا ،آببندان جعفرکلا و اراضی کلیج کلا را آبیاری می کرده است و پس از عبور از دره رسکت مجددا به طرف شرق دشت پریم تا به روستای پهندر ادامه می یافت و بدین ترتیب کمربند آبی به طول تقریبی 14 کیلومتر را تشکیل می داد و در مسیر، هفت آسیاب آبی را نیز به حرکت در می آورده است.

با این شرح می توان به دیرینه پیدایش روستای جعفرکلا به معنی آبادی که در حاشیه نهری بزرگ تشکیل گردید مهر تائید نهاد. علاوه بر آن، یک رشته قنات ما بین بارگاه آقا سید مرتضی علی و حسینیه محل به همراه یک درخت کهنسال اوجا که سالیان دراز محل استراحت عابرین بوده است و همچنین یک رشته قنات در شرق روستا با نام روضه خونی حکایت از برگرفته شدن نام جعفرکلا به معنی نهر و منابع آبی می باشد.

متاسفانه تمدن ارزشمند گذشتگان در حوزه دانش آبیاری و آبرسانی به نحوه شایسته میراث داری نشده و با گذشت زمان تمامی فرصتهای انتقال آب و استحصال آب زیرزمینی با روش بومی و استفاده از قنوات از دست ما رخت بر بست. اما خاطرات به جا مانده از این وقایع روزگار، حکایت از عاریت نام جعفرکلا از زلال جاری جوی آب بر جا مانده که اثرات معنوی بر روحیات ساکنین این آبادی جاری گشته است که ما امروز شاهد این همه مهربانی و میزبانی شکوهمند یاد و خاطره 148 شهید منطقه دودانگه در این روستا می باشیم.

* تپه كيجاقلعه در شمال روستاي جعفركلا قرار دارد.

تصویر روز
سخن شهدا
  • شهید محمدرضا موحد دانش: ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ، و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید.
شعر روز
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی
سایت های مرتبط