شهید رحمت اله قلی زاده

محل تولد: روستای کرچا

تاریخ تولد: 1342

تاریخ شهادت: 1362/8/30

رحمت الله شهید دیگر خانواده قلی زاده ها در سال 1342 در روستای کرچا چشم به جهان گشود. او تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذرانده و تا مقطع دبیرستان پیش می رود. ولی عشق به کبوتران خونین بال میعادگاه الهی جبهه های نور او را وسوسه می نماید تا قبل از اینکه تحصیلات متوسطه اش به پایان برسد به جبهه های جنگ عازم شود. او بعد از 18ماه مبارزه و نبرد جانانه سرانجام طاقت دوری از پسر عموی شهید خود مهدی را نداشته و در سحرگاه روز سی ام آبان سال 1362به درجه رفیع شهادت رسیده و با روح ملکوتی پسر عمو محشور می گردد. پدر پیرکه روزگار مهر پیری را برمحاسن او گذارده بود با قامت خمیده ولی با ایده ای استوار کبوتر خونین بالش را با دستان پینه بسته خود تحویل و در آرامگاه محل به خاک می سپارد. امانت را در جایی به خاکی می سپارد که شاید روزی ستونهای استوار کوهی دیگر از این خانواده *مهدی* را در کنار او قرار دهد.

تصویر روز
سخن شهدا
  • شهید محمدابراهیم همت: با خداي خود پيمان بسته ام تا آخرين قطره خونم, در راه حفظ و حراست از اين انقلاب الهي يك آن آرام و قرار نگيرم. شب و روز بدون وقفه در راه اعتلاي كلمه الله و بسط فرهنگ اسلامي تلاش نمايم به همين سبب سلاح بر شانه گرفته و به جبهه هاي خون و حماسه روي آورده ام.
شعر روز
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی
سایت های مرتبط