شهید ولی اله شجاعی

محل تولد: روستای پاجی


تاریخ شهادت: 1365/10/4

شهید ولی الله شجاعی در سال 1343 در خانواده ای متدین و مذهبی در روستای پاچی چشم به جهان گشود و از همان دوران کودکی تعالیم اسلامی در جان و روحش نفوذ نموده و در میان دیگران شاخص می نمود شهید تحصیلات ابتدایی ارا در زادگاهش به پایان رسانید ولی به علت فقر مالی از ادامه تحصیل باز ماند با پیروزی انقلا ب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی رهسپار جبهه ها شد و در اطلاعات عملیات و تخریب لشگر 25 کربلا داوطلبانه حضور پیدا نمود و در سخت ترین شرایط در این مهم ایفای وظیفه می نمود. سرانجام شهید ولی الله شجاعی در عملیات کربلا 4 در جنوب خرمشهر در تاریخ 4/10/1365 پس از 40 ماه حضور در جبهه شربت شیرین شهادت را نوشید و در زادگاهش روستای پاچی به خاک سپرده شد.
فرازی از وصیت نامه شهید:
... برادران و خواهرانم دنیا زندان مومن است و بهشت کافر و شما باید از مومنین باشید این دنیا گذرگاهی است که همه باید از این گذرگاه بگذریم و خوش بحال آنان که این دنیا را رها و آخرت را انتخاب نمودند امید است که ما نیز همه از این دنیا دست بکشیم و آن آخرت را در یابیم برادران و خواهران من فقط از شما یک انتظار دارم و آن هم این است که از امام و از جمهوری اسلامی ایران دفاع کنید و خون شهیدان را حفظ نمائید انشاالله خداوند ما را از اهل حسرت و خسارت در روز قیامت قرار ندهد خداوندا ما را در شناخت راه خود و عمل به آن توفیق عنایت بفرما ....

تقویم دفاع مقدس
  • 1359/2/5: شكست حمله نظامی آمریكا به ایران در طبس در اثر طوفان شن
تصویر روز
سخن شهدا
  • شهید سید جمال طالبی (روستای درزیکلا): خدایا ای کاش هزاران جان داشتم و بخاطر رضای تو در راه امام که همانا راه اسلام عزیز است می دادم.
شعر روز
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی
سایت های مرتبط