شهید امامقلی رضائی

محل تولد: روستای خرم آباد باکر

تاریخ تولد: 1343

تاریخ شهادت: 1365/12/14

شهید امامقلی رضایی دومین فرزند خانواده آقای عبداله رضایی است که سربلند و سرافراز این دیار فانی را با شهادت وداع گفت. امام قلی در سال 1343 در روستای کوچک خرم آباد دیده به جهان گشود. او نیز به همراه برادر شهیدش علی که تنها سه سال از او بزرگتر بود در دامان این پدر و مادر پرورش یافت. او هم تحصیلات ابتدایی را در زادگاه و راهنمایی را در روستاهای مجاور و دوره ی متوسطه را در ساری پی گرفت. امامقلی بعد از اتمام تحصیلات برای خود همسری گزیده و زندگی جدیدی را آغاز نمود که ثمره ی آن ازدواج یک فرزند دختر بود. امامقلی با واژه های ایثار، جهاد و شهادت به خوبی مانوس شد. او در سن 17سالگی شاهد شهادت برادرش به دست منافقین کوردل بود. به عنوان یک بسیجی دلاور اسلحه به زمین افتاده برادر را برداشته و راه او را ادامه داد. این بسیجی شجاع بارها و بارها در مناطق مختلف عملیاتی شرکت کرد. او یکبار نیز مجروح گردیده بود. تا اینکه سرانجام بعد از ماهها مبارزه و نبرد در تاریخ 14/12/1365 در منطقه شلمچه به همراه برادر کوچکتر خود ایرج که تنها 16 سال بیش نداشت جام شربت را از دست مولای خود امام حسین(ع) نوشید.
(گوارایتان باشد شهد شیرین شهادت)
فرازهایی از وصیت نامه شهید امامقلی رضایی:
بار خدایا تو را سپاس می گویم که مرا در زمانی قرار دادی تا بتوانم در جنوب و غرب کشور اسلامی ایران در میان سربازان بزرگ تو به عنوان سربازی کوچک و حقیر به یاری دین بشتابم. بارالها حمد و سپاس تو را که حب دوستان قرآن و بغض دشمنان رادر دلم قراردادی. خداوندا گناهانم زیاد است و فراوان، اگر تو به بزرگیت عفو و بخشش ندهی، اگر در تمام طول عمرم در راه تو بجنگم هزاران بار کشته شوم هرگز پاک نخواهدشد. یا ستارالعیوب اکنون که ایران اسلامی، اسلام عزیز مورد هجوم اجانب شرق و غرب و دشمنان دیرینه قرآن قرار گرفته و به مقدسات اسلام توهین میشود آنچنان که در هند این هندوهای بدبخت مساجد مسلمین را تبدیل به معبد می کنند و در سرزمین مقدس فلسطین یهودیان ضد دین بدین صورت مسلمانان را قتل عام می کنند و فساد و فتنه سراسر گیتی را فراگرفته، آیا جایز است ما نام خود را مسلمان بگذاریم و به کمک اسلام نشتابیم. ای امت مسلمان گوش به فرمان امام امت این پیر جماران و این نماینده و نایب امام زمان باشید و نکند خدای نکرده یک لحظه از یاری این یاری دهنده قرآن دست بکشید که به خدا کافر شدید. عزیزان وحدت اسلامی را حفظ کنید. از دسته و گروه گرایی بپرهیزید که این حرکت ها انسان را بی تقوا می کند و انسان بی تقوا از خدا فاصله دارد.
و اما ای پدر و مادر بزرگوارم مفتخر باشید و احساس غرور کنید امانت دار خوبی بوده اید، چرا که دو فرزند خود را در راه اعتلای کلمه حق که همان به مسند کرسی نشین حکومت خداست نثارکردید. والدین گرامی این را بدانید که فردای قیامت نزد حضرت رسول الله (ص) و فاطمه (س) سرافراز هستید و انشاالله خداوند چنین امانت داری را از شما قبول بفرماید و در مرگ اینجانب گریه نکنید.

تصویر روز
سخن شهدا
  • شهيد عبدالله محمودى: خواهرم: محجوب باش و باتقوا، كه شماييد كه دشمن را با چادرسياهتان و تقوايتان میكشيد.» «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را مى بينى و دشمن تو را نمى بيند
شعر روز
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی
سایت های مرتبط