شهید یداله صادقی پرکوهی

محل تولد: روستای پرکوه

تاریخ تولد: 1342

تاریخ شهادت: 1362/12/16

شهید یدالله صادقی در تاریخ 10/3/1342 در شهرستان ساری چشم به جهان گشود. در سال 1349در سنگر تعلیم و تربیت گام نهاد و مقطع ابتدایی و راهنمایی را به پایان رسانید و در کوران پیروزی انقلاب 15 سال بیش نداشت. و مانند اکثر عاشقان آزادی استقلال جمهوری اسلامی در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت مینمود. بعد از پیروزی انقلاب در سال 1361 به عنوان نیروی ویژه در سپاه پاسداران ثبت نام نمود و سپس عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شده و مدتها در جبهه های کردستان برعلیه دشمنان داخلی و خارجی جنگید.
شهید یدالله صادقی با همه مبازرات و سعی و تلاش وکوشش و پیشبرد اهداف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مجددا در بهمن ماه سال1362عازم جبهه های حق علیه باطل شد.
طبق نقل برادران پاسدار همرزمش ایشان در عملیات والفجر6 توانستند 11 فروند تانک دشمن را منهدم نماید. سرانجام بعد از روزها مبارزه با دشمنان، ترکش خمپاره دشمن به ایشان اصابت کرده که شهید عزیز را به بیمارستان تبریز منتقل نمودند و به مدت 12 روز در بیمارستان بستری و سپس به دیار باقی شتافت.
فرازی از وصیت شهید یدالله صادقی پرکوهی:
با درود و سلام فراوان بر منجی عالم بشریت امام مهدی ارواحنا له الفدا و فرزند زهرا(س) خمینی کبیر و سلام بر تمامی دلشکستگان و دل سوختگان که توانستند چنین فرزندانی را در راه خدای خویش نثار کنند. پیامم به تمامی ملت مسلمان این است که آری من با فرزند زهرا(س) خمینی کبیر پیمان بسته ام که تا آخرین نفسهایی که در سینه ام دارم با دشمن اسلام به مبارزه بپردازم تا خدای خویش را خشنود و راضی نگه دارم. مادرجان سخنی چند با تو دارم. تو خود میدانی که هر وقت کنارت مینشستم و با تو سخن میگفتم به تو گفته بودم که تنها آرزوی هر مسلمان واقعی شهادت است. این آرزو نیز در دل من پرورش یافته و دیگر طاقت ماندن در این زندان را ندارم زیرا عزیزی عزیزتر از شما یافتم که به همین زودی به مهمانی آن عزیز خواهم رفت. من از پدر تقاضای عفو و بخشش میکنم زیرا نتوانستم عصای دست پیری اوشوم. و تو ای خواهرم! تو که رهبری چون زینب داری و میتوانی مانند زینب پیامبر حافظ خون عزیزت باشی. باید آنچنان سخنان محکم و رسا بگویی که دهان یزیدیان و یاوه گویان را بسته باشی و آنها را به لرزه آوری. و آخرین پیام به تو خواهرم حجاب توست و تو ای برادرم که رهرو خونهای پاک هستی و بعد از من این بار سنگین بر دوش تو انداخته میشود. باید اینبار را تا آنجایی که اسلام بر پایه محکم خویش بایستد حمل کنی.

تصویر روز
سخن شهدا
  • شهید ولی اله شجاعی (روستای پاجی): برادران و خواهران، من فقط از شما یک انتظار دارم و آن هم این است که از امام و از جمهوری اسلامی ایران دفاع کنید و خون شهیدان را حفظ نمائید.
شعر روز
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی
سایت های مرتبط