شهید اسفندیار (علی) سلمانی

محل تولد: روستای جورجاده

تاریخ تولد: 1344

تاریخ شهادت: 1362/2/30

شهید اسفدیار سلمانی که بنام علی شهره بود در سال 1344در خانواده ای مذهبی و کم بضاعت در روستای جورجاده به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش و راهنمایی را در شهر بهشهر گذراند. اما دبیرستان را در شهر بابلسر آغاز نمود. هجرت از شهری به شهر دیگر به خاطر مشکلات مالی و حضور بستگانش در آن شهرها بود. پایان دوره راهنمایی او با پیروزی انقلاب مصادف گشت. اوپیوسته در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می جست از سال 1357به بعد در ارگانهای سپاه جهاد سازندگی مشغول به فعالیت گردید. او در سال 1361هنگامی که سال آخر متوسطه را سپری میکرد. آتش عشق به وطن و دین و انقلاب بار دیگر در او شعله ور گشته و به عنوان بسیجی جان برکف عازم جبهه های نبرد گردید. این بسیجی دلاور در عملیات والفجر4 پس از باز پس گرفتن قله 1820 تپه هفت تونان در مریوان به همراه فرمانده گروهان مورد اصابت خمپاره قرار گرفت و ندای حق را لبیک گفت و از جام سبحانی شربت شهادت نوشید.
حضرت امام خمینی (ره): اگر هزار بار قطعه قطعه شویم دست از مبارزه بر نمیداریم

تصویر روز
سخن شهدا
  • شهید ولی اله شجاعی (روستای پاجی): برادران و خواهران، من فقط از شما یک انتظار دارم و آن هم این است که از امام و از جمهوری اسلامی ایران دفاع کنید و خون شهیدان را حفظ نمائید.
شعر روز
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی
سایت های مرتبط