شهید نورعلی عالی نژاد

محل تولد: روستای پرکوه

تاریخ تولد: 1348

تاریخ شهادت: 1367/3/4

شهید نورعلی عالی نژاد در سال 1348 در روستای پرکوه منطقه دودانگه ساری در یک خانواده کشاورز و مذهبی چشم به جهان گشود. در همان کودکی پدر مهربان را ازدست داده و از مهر پدری برای همیشه محروم گردیده بود. دوران تحصیلات ابتدایی را در روستای پرکوه گذراند و برای ادامه تحصیل به شهرستان ساری عزیمت کرد و با حمایت کامل برادران و خواهرانش توانست با مشکلات عدیده ای که داشت به اخذ دیپلم برسد. پس از آن با کوشش و تلاش راهی دانشگاه اصفهان شد شهید نور علی عالی نژاد با توجه به فعالیتهای بی شائبه اش در پشت جبهه بخاطر سخنان گهربار حضرت امام (ره) حضور در جبهه جنگ را بر خود واحب دانست و در سال 1366 تحصیلات در دانشگاه اصفهان را بصورت موقتی رها و به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شد.
ابتدا به عنوان فرمانده دسته انتخاب شده و اما لیاقت و کاردانی او در منطقه جنگی موجب شد که به فرمانده گروهان منصوب شود. آخرین عملیاتی که این صف شکن جبهه ها در آن شرکت نمود در منطقه شلمچه بود که تلاش خستگی ناپذیرش عامل بسیاری از پیروزیها برای رزمندگان اسلام شد در نهایت چس از چندین ماه مبارزه علیه دشمنان اسلام در منطقه جنوب کشور در مورخه 4/3/67 در منطقه شلمچه مفقودالاثر گشته و جسم پاک و مطهرش بعد از سالها انتظار مادر داغدیده و برادران و خواهران و دوستان چشم انتظار با فداکاری و ایثار برادران گروه تفحص لشگر 25 کربلا پیدا گشته و به خاک سپرده شد.
بدرستی که شهادت در راه خداوند زندگی افتخار آمیز ابدی و چراغ هدایت برای ملتهاست .
فرازهایی از وصیت نامه شهید نورعلی عالی نژاد پرکوهی:
(ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عندربهم یرزقون )
با درود و سلام بر منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) و نائب بر حقش سلام بر شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی و درود بر امت حزب الله ایران.
با نام خدایی آغاز میکنم که توبه بندگانش را می پذیرد. خداوندا گناهانم خیلی بزرگ است ولی امید من قطع شده نیست زیرا عفو و بخشایش شما بزرگتر از گناهان من است. مادرجان! آقا امام حسین و خانواده او در یک روز چند شهید دادند و راه و رسم چگونه زیستن را به ما آموخته اند. بنابراین بر مرگ من گریه نکنید. اگر گریه ای دارید به مصیبت آقا اباعبدالله گریه کنید. سخنی با شما برادران عزیز دارم اگر نمی توانید به جبهه بیائید پس لااقل پشت جبهه فردی مثمر ثمر باشید.
دوستان و آشنایان عزیز! بدانید و آگاه باشید که عمر کوتاه است و زودگذر و فرصت بازگشت کم! اینک در این عمر کوتاه آنهائیکه در غفلت و نادانی بودند ضرر نمودند و آنهائیکه ایمان آوردند و توکل بر خدا کردند و عمل صالح انجام دادند همان افرادند که از این بند رستند و اما سخن اینجانب با شما برادران دانشجو ، برادران و سروران ارجمند! اینک کار شما حساستر از دیگران است زیرا در آینده شما باید کشور را اداره کنید. پس همراه با تحصیل، سنگر جبهه را حفظ کنید و از مرگ نترسید زیرا بالاترین مرگ شهادت در راه خداست.

تقویم دفاع مقدس
  • 1362/7/27: عملیات والفجر4 - شمال مریوان و منطقه عمومی پنجوین در دره شیلر داخل خاك عراق
تصویر روز
سخن شهدا
  • شهید سيد محمد محمودی (روستای سنگده): سلام بر عزیزانی که به عالم معنا عروج کردند و با استقامت و پایداری و رشادت و ایثار و بالاخره با شهادت خود به ما آموختند که چنان با وحدت و همبستگی می توان در مقابل گلوله ها سدی آهنین از گوشت و پوست و استخوان بوجود آورد.
شعر روز
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی
سایت های مرتبط