شهید حسین حمیدی

محل تولد: روستای میانا

تاریخ تولد: 1345

تاریخ شهادت: 1367/4/21

شهید حسین حمیدی در سال 1345 در روستای توریدار دیده به جهان گشود و پدر به علت علاقه شدید خانواده به اباعبدالله الحسین (ع) نام او را حسین نهاد. او از کودکی به همراه خانواده خود با معنویات مانوس بود از خصوصیات شهید که او را در بین دوستانش برتری می داد اخلاق نیکو و لبخند و گذشت و تواضع در برابر شدیدترین تنهای ها و غضب و خشم بوده است.
شهید وقتی که تحصیلات ابتدایی و راهنمایی خود را به پایان رساند برای امرار معاش به شغل مکانیکی روی آورد و پس از چند سال کار و تلاش استادی ماهر شد با فرار رسیدن دوران مقدس سربازی در سال 1363 به خدمت اعزام شد او بعد از 27 ماه فعالیت در لباس مقدس سربازی در تاریخ 21/4/1367 در جبهه ابوقریب شربت شهادت نوشید. (روحش شاد)
فرازی از وصیت نامه شهید :
... و شما ای برادران عزیز این را بدانید که دنیا محل آزمایش است برای همه انسانها وشیطان نیز در کمین همه است تا شاید کسی را از انجام عمل خیری باز دارد. یکی از بزرگترین مراحل آزمایش ما جنگ تحمیلی است این جنگ به خوبی اهل عمل را از اهل شعار جدا می سازد. اگر امروز این جهاد بزرگ و دفاع مقدس را به هر امری مقدم ندانیم بدیهی است ضربه هایی که به اسلام وارد خواهد شد بسیار مهلک می باشد سکوت ما در مقابل آنها گناهی است نابخشودنی حال باید در این برهه از زمان خود را امتحان کنیم این یک امتحان الهی است و باید آنرا به نحو احسن انجام دهیم ...

تقویم دفاع مقدس
  • 1359/2/5: شكست حمله نظامی آمریكا به ایران در طبس در اثر طوفان شن
تصویر روز
سخن شهدا
  • شهید مهدی رجب بیگی: بگذارید بند بندم از هم بگسلد، هستیم در آتش درد بسوزد و خاکسترم به باد سپرده شود، باز هم صبر می‌کنم و خدای بزرگ خود را عاشقانه می‌پرستم. آرزو داشتم که شمع باشم، سر تا پا بسوزم و ظلمت را مجبور به فرار کنم. به کفر و طمع اجازه ندهم بر دنیا تسلط یابد.
شعر روز
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی
سایت های مرتبط