شهید علیرضا عباس زاده

محل تولد: روستای مولا

تاریخ تولد: 1340

تاریخ شهادت: 1360/4/18

شهید علیرضا عباس زاده در سال 1340 در روستای کوچک مولا از خانواده ای مومن و باتقوا دیده به جهان گشود. پدر نام او را که اولین فرزند بود، علیرضا نهاد. علیرضا دوران ابتدایی را در زادگاهش و دوران راهنمایی را با تحمل رنج های فراوان در روستاهای مجاور با موفقیت سپری نمود و برای ادامه تحصیل عازم شهر سمنان گشته و در همانجا دوران متوسطه را به اتمام رسانید. بعد از آن عازم خدمت سربازی شد. او بارها به جبهه های حق علیه باطل اعزام گردید. علیرضا در واقعه حمله منافقین کوردل به شهر شهیدپرور آمل در کنار صدها زن و مرد آملی در پشت هزاران سنگر از این شهر که مهد علم و زادگاه عالمان بزرگی چون آیت الله حسن زاده آملی است به دفاع پرداخت. او سرانجام در روز 18تیرماه 1360 با اصابت گلوله ای از خصم و کین به سینه پاک او با لبی تشنه همسان علی اکبر(ع) شربت شهادت نوشید.
گوارایشان باد آن شهد شیرین
مقام معظم رهبری: این نظام به برکت خون شهدا و مبارزه رزمندگان در جهان شناخته شده است.

تصویر روز
سخن شهدا
  • شهید مهدی رجب بیگی: بگذارید بند بندم از هم بگسلد، هستیم در آتش درد بسوزد و خاکسترم به باد سپرده شود، باز هم صبر می‌کنم و خدای بزرگ خود را عاشقانه می‌پرستم. آرزو داشتم که شمع باشم، سر تا پا بسوزم و ظلمت را مجبور به فرار کنم. به کفر و طمع اجازه ندهم بر دنیا تسلط یابد.
شعر روز
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی
سایت های مرتبط