شهید علی رضائی

محل تولد: روستای خرم آباد باکر

تاریخ تولد: 1340

تاریخ شهادت: 1360/6/30

داستان زندگی فرمانده رشید سپاه اسلام سردار علی رضایی را ورق می زنیم. خداوند مهربان به آقای عبداله رضائي بشارت داده است که فرزندان او واژه های افتخار و سربلندی را1500 سال بعد از حماسه عاشورا معنی خواهند کرد. عبداله پسر اول را که خداوند در سال 1340 به او بخشید علی نامید. علی رفته رفته در دامان والدین باسعادت پرورش یافت. تحصیلات دوره ابتدایی را در زادگاه خود روستای کوچک خرم آباد سپری و برای ادامه تحصیل روانه ساری شد. نابسامانی اقتصادی خانواده به او و برادرانش اجازه نداد تا مانند سایرین روزها در کلاس درس حاضر شوند. او با مشقت زیاد بطور شبانه تحصیل خویش را تا پایان مقطع راهنمایی پی گرفت. دوران متوسطه تحصیلات وی مصادف بود با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، او ابتدا در کمیته انقلاب اسلامی شهر پل سفید مشغول به خدمت شد. چندی نگذشت که با همکاری دیگر جوانان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان سوادکوه را ساماندهی کرد. لیاقت و شایستگی او باعث گردید تا به سمت فرماندهی سپاه پاسداران سوادکوه برگزیده شود. بعد از چند ماه به عنوان فرماندهی بسیج شهرستان قائمشهر منصوب گشت. او بارها و بارها در جبهه های نبرد حق علیه باطل حضور یافت. اما تقدیر بر این بود که بدست منافقین کوردل در 30 شهریور 1360 در دفتر بسیج شهرستان قائمشهر به درجه رفیع شهادت نائل آید.
(گوارایت باد ای سردار بزرگ)

تصویر روز
سخن شهدا
  • شهید حسن عباس زاده (روستای جورجاده): ای خواهرم بدان اگر روزی حجابت را فراموش کنی همان موقع خون شهدا پایمال خواهد گشت.
شعر روز
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی
سایت های مرتبط