شهید قربانعلی اسماعیلی

محل تولد: روستای سنگده

تاریخ تولد: 1340

تاریخ شهادت: 1362/8/10

شهید در سال 1340 در روستا سنگده دیده به جهان گشود دوران تحصیلات ابتدایی را در محل تولد با موفقیت گذرانده و سپس جهت ادامه تحصیلات به شهر پل سفید عزیمت نمود پس از طی دوره راهنمایی جهت گذراندن مقطع دبیرستان در دبیرستان دکتر شریعتی قائمشهر ثبت نام نمود او در درگیریهای میان نیروهای حزب الله و منافقین کوردل شرکت داشته و حتی از ناحیه منافقین مورد ضرب و شتم قرار گرفت شهید اسماعیلی با گذراندن دوره آموزشی جنگ وارد مبارزه با منافقین شده و بعد از چندی فرماندهی یک گروه از برادران را به عهده گرفته و فعالانه به نبرد با منافقین کور دل می پرداخت او در منطقه جفیر و سپس غرب کشور حضور داشته و سرانجام در تاریخ 10/8/1362 عملیات پیروزمندانه والفجر 4 در پنجوین بعد از رشادت های فراوان به درجه رفیع شهادت نائل آمد .
فرازهایی از وصیت نامه شهید:
در موقع تشیع جنازه ام دستهایم را از تابوت بیرون گذارید تا دنیا پرستان بدانند که با دست خالی از دنیا می روم و چشمهایم را باز گذارید تا کوردلان بدانند که کورکورانه این را انتخاب نکرده ام و برتابوتم عکس امام و در کنار آن عکس کوچک مرا نصب نمایید تا مردم بدانند که این شهید پیر و وفادار ولایت بوده و نهایتا اینکه بر تابوتم یک جلد قرآن بگذارید که هدفم خدا و قرآن بوده نه چیز دیگر...

تقویم دفاع مقدس
  • 1362/7/27: عملیات والفجر4 - شمال مریوان و منطقه عمومی پنجوین در دره شیلر داخل خاك عراق
تصویر روز
سخن شهدا
  • شهيد حسين نامور: من با آگاهي كامل و علم به مكتب رهايي بخش تشيع قدم به اين راه گذاشته ام، زندگي جز آزمايش همين مرحله كه چه كنيم تا رسالت خليفه الله را بعهده بگيريم نيست.
شعر روز
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی
سایت های مرتبط